سيد محمد كمره اى
863
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بعد ناهار اشكنه اسفناج و قدرى قليه كدو با بتول و ننه اسماعيل خورده ، بعد چايى ، بعد بيرون آمده به خانه مرآت الممالك رفته ، اظهار داشت كه جليل الملك و منصور الملك با يك نفر ديگر به عنوان زيارت كربلا رفتهاند اما دويست و پنجاه ليره مخارج راه به جليل الملك داده شده ، چه مأموريتى درنظر دارند مستور است . قبض اعانه ده تومانى كه از ورثه پسر خاله گرفته بودم به ايشان داده ، چايى خورده باهم بيرون آمديم . بعد كاغذهاى شهرى را به صندوق سبزهميدان انداخته ، بعد مهر آقا نجفى را از حكاك گرفته ، سر وقت برات دويست تومانى كمره رفته ، مهلت تا پسفردا را خواست . ترتيب وقفنامهء حاج ملا على بعد به خانه آقا ميرزا ابو القاسم و آقا تقى رفته ، بلافاصله خلخالى و پرويز هم آمدند . تفصيل وقفنامه مرحوم حاج ملا على و توليت به اقدر و اصلح اولاد را با اسناد راجعه به ماها ارايه نمودند . ماها هم در ورقه چلوارى بزرگ ، اقدر و اصلح به اداره نمودن موقوفات را به آقا ميرزا ابو القاسم و آقا تقى تعيين نموده ، چايى خورده ، بلند شديم . بعد يك رنده آهنى و قدرى كرباس و يك جفت ارسى خانه كه به پينهدوز داده بودم گرفته به دكان استاد حسن خان رفته ، رنده را پايههاى چوبى انداخته ساعت دو از شب به خانه آمده ، شام دمپخت قيسى و ماهى سرخ كرده با قدرى اشكنه اسفناج با بتول و احمد و ننه اسماعيل خورده ، خوابيديم . ديروز و امروز هم عدهاى قزاق و قشون با توپ و مونيسيون بهسمت رشت مىرفتند براى جنگ با جنگلىها . [ امور روزانه ] چهارشنبه 16 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى احمد به مدرسه و بتول به حمام . ربابه خانم همسايه بازآمده و اغواى ننه اسماعيل را براى خريد خانه مىكرد . بالاخره با اوقاتتلخى من ننه اسماعيل گفت پس يك اطاق او را بيع شرط برمىدارم . من ناچارا قبول نمودم كه بيع بردارد و پولش را من بدهم . رسومات مسخرهء سابق بعد از خانه بيرون آمده بازار رفتم ، چهار ماهى به جهت كمره و يك ميانه قليان به جهت خودمان خريدم و به خانه مراجعت ، ديدم شياطين بازآمده و ننه